تبلیغات
logicers - مناجات
 
logicers
freedom world for all
FIRST PAGE      MANAGER      EMAIL     RSS      ATOM
درباره وبلاگ



manager : دانه
writer
STATISTICS
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :

.

احمق ها اشتباهاتشان را به گردن دیگران می اندازند احمق ها گوش هایشان بسته و صدایشان بلند است احمق ها همیشه حق را به خودشان می دهند احمق ها محبت دیگران را وطیفه می دانند احمق ها همیشه احمق هستند
1392/02/20 :: نویسنده : دانه

الا ! ای مهین مالك آسمانها

كجا گیرم آخر سراغت كجایی ؟

غلام وفای تو بودم _ نبودم ؟

چرا با من با وفا بی وفایی ؟

چه سازم من آخر بدین زندگانی

كه ریبی است در بیكران بی ریایی

چسان خلقت مهمل است اینكه روزم

فنا كرد – كام قدر – بر قضایی !

بیا پس بگیر این حیاتی كه دادی

كه مردم از این سرنوشت كذایی !

خداوندگارا !

اگر زندگانیست این مرگ ناقص

بمرگ تو ، من مخلص خاك گورم !

دو صد بار میكشتم این زندگی را

اگر میرسیدی به زور تو ، زورم !

كما اینكه این زور را داشتم من

ولی تف بر این قلب صاف و صبورم !

همه ش خنده میزد بصد ناز و نخوت

كه من جز حقیقت ز هر چیز دورم !

بپاس همین خصلت احمقانه

كنون اینچنین زارو محكوم و عورم ؟

چه سود از حقیقت كه من در وجودش

اسیر خدایان فسق و فجورم ؟

از آن دم كه شد آشنا با وجودم

سرشكی نهان در نگاه سرورم

چو روزم ، تبه كن تو ، روز « حقیقت »

كه پامال شد زیر پایش غرورم

خداوندگارا!

تو فرسنگها دوری از خاك دوری

تو درد من خاك بر سر چه دانی ؟

جهانی هوس مرده خاموش و بیكس

در این بینفس ناله آسمانی ...

زروز تولد همه هر چه دیدم

همه هر كه دیدم تبه بود و جانی

طفولیتم بر جوانی چه بودی

كه تا بر كهولت چه باشد جوانی !

روا كن به من شر مرگ سیه را

كه خیری ندیدم از این زندگانی!

مگر از پس مرگ – روز قیامت

خلاصم كن زین شب جاودانی!

بمن بد گمانی؟ دریغا ! ندانم

چسام بینمت تا چنانم ندانی؟

نه بالی كه پر گیرم آیم به سویت

نه بهر پذیرایی ات آشیانی!

چه بهتر كه محروم سازم تو را من

ز دیدار خویش و از این میهمانی

مبادا كه حاشا نمائی بخجلت

كه پروردگار لتی استخوانی !

خداوندگارا !

تو میدانی آخر ، چرا بی محابا

سیه پرده شم رو را ندیدم !

مرا ز آسمان تو باكی نباشد

كه خون زمین می طپد در وریدم !

من آن مرغ ابر آشیانم كه روزی

ببال شرف در هوا  می پریدم !

حیات دو صد مرغ بی بال وپر را

برغم هوس – از هوی می خریدم

بهر جا كه بیداد میكشت دادی :

بقصد كمك ، كوبه كو می خزیدم !

بهر جه كه میمرد رنگی ز رنگی

بیكرنگی از جای  خود میپریدم !

من آن شاعر سینه بدریده هستم

كه عشق خود از مرگ  می آفریدم !

چه سازم ! شرنگ فنا شد به كامم

ز شاخ حقیقت هر چه چیدم!

ولی ناخلف باشم از دیده باشی

كه باری سر انگشت حسرت گزیدم !

ار آنرو كه با علم بر سرنوشتم

ز روز ازل راه خود را گزیدم !

خداوندگارا !

 ز تخت فلك پایه آسمانها

دمی سوی این بحر بی آب رو كن

زمین را از این سایه شیاطین

 جنین در جنین كین به كین رفت و رو كن

سیاهی شكن چنگ فریادها را

به چشم سكوت سیاهی فرو كن !

همیشه جوانی تو ، پیر زمانه !

شبی هم " جوانی " بما آرزو كن !

كه تا زیرورو نسازم آسمانت

زمین را بنفع زمان زیر رو رو كن !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1392/06/29 10:18
مشكل اینجاست كه همیشه برای فرار از دست یك آدم به آدم های دیگر پناه برده ایم
اعتیاد به آدم ها بدترین نوع اعتیاد است


www.1jomle.com




1392/06/29 10:04
میگم ی سر بیا اینجا شایـد بـه دردت خـورد ;)

تو گوگل بزن "کپی پیست کن"

بعد بیا کپی پیست کن :)))




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر