تبلیغات
logicers - تکیه بر جای خدا
 
logicers
freedom world for all
FIRST PAGE      MANAGER      EMAIL     RSS      ATOM
درباره وبلاگ



manager : دانه
writer
STATISTICS
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :

.

احمق ها اشتباهاتشان را به گردن دیگران می اندازند احمق ها گوش هایشان بسته و صدایشان بلند است احمق ها همیشه حق را به خودشان می دهند احمق ها محبت دیگران را وطیفه می دانند احمق ها همیشه احمق هستند
1392/02/22 :: نویسنده : دانه
شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم
درآن یک شب خدایا من عجائب کارها کردم
جهان را روی هم کوبیدم از نو ساختم گیتی
ز خاک عالم کهنه جهان نو بنا کردم
کشیدم بر زمین از عرش دنیا دار سابق را
سخن واضح تر و بهتر بگویم کودتا کردم
خدا را بنده خود کرده خود گشتم خدای او
خدائی با تسلط هم به ارض و هم سما کردم
میان آب شستم شهر به شهر برنامه پیشین
هر آنچه از اول بود نابودو فنا کردم
نمودم هم بهشت و هم جهنم هر دو را معدوم
کشیدم پیش نقد و نسیه بازی را رها کردم
نمازو روزه را تعطیل کردم.کعبه را بستم
وثاق بندگی را از ریا کاری جدا کردم
امام و قطب وپیغمبر نکردم در جهان منسوب
خدائی بر زمین و بر زمان بی کد خدا کردم
نکردم خلق ملا و فقید وزاهدو صوفی
نه تعیین بهر مردم مقتدا پیشوا کردم
شدم خود عهده دار پیشوائی در همه عالم
به تیپا پیشوایان را به دور از پیش پا کردم
بدون اسقف و پاپ و کشیش و مفتی اعظم
خلایق را به امر حق شناسی آشنا کردم
نه آوردم به دنیا روضه خوان و مرشد و رمال
نه کس را مفتخور و هرزه و لات و گدا کردم
نمودم خلق را آسوده از شر ریا کاران
به قدرت در جهان خلع ید از اهل ریا کردم
ندادم فرصت مردم فریبی بر عبا پوشان
نخواهم گفت آن کاری که با اهل ریا کردم
به جای مردم نادان نمودم خلق گاو و خر
میان خلق آنان را پی خدمت رها کردم
مقدر داشتم خالی ز منت رزق مردم را
نه شرطی در نمازو روزه و ذکر و دعا کردم
نکردم پشت سر هم بندگان لخت و عور ایجاد
به مشتی بندگان آبرومند اکتفا کردم
هد آنکس را که می دانستم از اول بود فاسد
نکردم خلق و عالم را بری از هر جفا کردم
به جای جنس تازی آفریدم مردم دل پاک
قلوب مردمان را مرکز مهر و وفا کردم
سری داشت کو بر سر فکر استثمار کوبیدم
دگر قانون استثمار را زیر پا کردم
رجال خائن و مزدور را در آتش افکندم
سپس خاکستر اجسادشان را بر هوا کردم
نه جمعی را برون از حد بدادم ثروت و مکنت
نه جمعی را به درد بی نوائی مبتلا کردم
نه یک بی آبروئی را هزار گنج بخشیدم
نه بر یک آبرومندی دو صد ظلم و جفا کردم
نکردم هیچ فردی را قرین محنت و خواری
گرفتاران محنت را رها از تنگنا کردم
به جای آنکه مردم گذارم در غم و ذلت
گره از کارهای مردم غم دیده وا کردم
به جای آنکه بخشم خلق را امراض گوناگون
به الطاف خدائی درد مردم را دوا کردم
جهانی ساختم پر عدل و دادو خالی از تبعیض
تمام بندگان خویش را از خود رضا کردم
نگویندم که تاریکی به کفشت هست از اول
نکردم خلق شیطان را عجب کاری به جا کردم
چو می دانستم از اول که در آخر چه خواهد شد
نشستم فکر کار انتها را ابتدا کردم
نکردم اشتباهی چون خدای فعلی عالم
خلاصه هر چه کردم خدمت و مهرو صفا کردم
ز من سر زد هزاران کار دیگر نا سحر لیکن
چو از خود بی خود بودم ندانسته چه ها کردم
سحر چون گشت از مستی شدم هوشیار
خدایا در پناه می جسارت بر خدا کردم
شدم بار دگر یک بنده درگاه او گفتم
خداوندا نفهمیدم خطا کردم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.